بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

861

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

از براى حوادث يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ گمان مىكند از جهالت خود اينكه مالى كه جمع كرده مخلد نگاه دارد او را و منع مىكند او را از مردن زيرا كه اين عمل را جماعتى ميكنند كه آنها تمناى خلود داشته باشند كَلَّا نه چنين است كه او گمان كرده لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ قسم بخداى تعالى كه هر آينه بعد از موت انداخته شود در حطمه يعنى در آتشى كه حطم و كسر هر چيزى كند پس اشارت بعظم شأن آن حطمه مىكند و ميفرمايد كه وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ و چه چيز دانا گردانيد تو را تا بدانى كه چيست آن حطمه ؟ و بعد ازين تفسير مىكند كه نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ يعنى آن حطمه آتش خداى تعالى است كه برافروخته شده به اين معنى كه خداى تعالى آن آتش را برافروخته و افروختهء خداى تعالى را كسى افسرده نتوان ساخت چنانچه عزيز كردهء او را ذليل نتواند كرد الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ على بن ابراهيم در تفسير اين آيت روايت كرده « التي تلتهب على الفؤاد » يعنى آن آتشى كه افروخته شود بر دلها تخصيص افئده به جهت آنست كه محل عقايد خبيثه و منشأ اعمال رذيله است و يا آنكه چون آن الطف اعضاست تألم آن اصعب خواهد بود إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ اى مطبقه يعنى بدرستى كه آن آتش بر كافران فرو بسته شده است فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ در ستونهاى كشيده شده مقاتل گفته كه درهاى آتشين را بر كفار فرو بندند و آن را بميخهاى آهنين طولانى كه آن نيز از آتش باشد مسدود و محكم سازند تا آنكه اصلا روح و راحتى از خارج بايشان نرسد . محمد بن مسعود عياشى از حضرت أبو جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه كفار و مشركين در دوزخ عصاة اهل توحيد را سرزنش كنند و گويند كه توحيد شما فائدهء بشما نبخشيد و ما و شما مساوى يكديگريم در دخول آتش پس اين سرزنش مقبول درگاه الهى نيفتاده بملائكه و انبيا بفرمايند كه شفاعت عصاة اهل توحيد كنند و بعد از شفاعت ايشان حق تعالى گويد « انا ارحم الراحمين اخرجوا برحمتى »